تبلیغات

کتاب و رمان بینوایان

کتاب بینوایان ، اثری معروف از ویکتور هوگو می باشد، در زمان رمان بینوایان می دانیم که بیشتر افراد با این رمان آشنایی دارند و کمتر کسی وجود دارد که اسم این رمان را نشنیده باشد.

این کتاب زیبا را غذای روح می خوانند، خواندن این رمان به عنوان یک اثر ماندگار به تمام افراد کتاب خوان توصیه می شود. روایت ها در کتاب بینوایان ، به شکل سوم شخص است و در آن نویسنده، با عقب و جلو کردن زمان به روایت داستان می پردازد.

نوشتن رمان بینوایان 17 سال به طول انجامیده و هر چیزی که راجع به فرانسه ی قرن 19 بوده را در قالب یک اثر تاریخی، روانشناسی، اجتماعی و عاشقانه به رشته تحریر در آورده است.

درباره کتاب بینوایان اثر ویکتور هوگو

در ابتدای رمان بینوایان ، به معرفی شخصیت اصلی داستان یعنی ژان والژان می پردازیم. این قهرمان در داستان بینوایان، به واسطه ی جبر روزگار به انسانی وحشی بدل شده است. این مرد فقیر که روزگار را به سختی می گذراند، دچار یک مجازات بسیار سخت می شود.

برای اعتراض به محکوم شدنش اقدام به فرار از زندان می نماید، ولی این اعتراض تنها باعث سخت تر شدن کارها می گردد. این ناعدالتی ها تا زمان مرگ، ژان والژان را دنبال می کنند.

در کتاب بینوایان ، می بینیم که برگه زرد ژان والژان، که محکومیت وی را ثابت می نماید موجب شده که در جامعه جایگاهی نداشته باشد و طرد شود. بازپرسی به نام ژاور حتی یک لحظه او را رها نمی کند و مثل سایه دنبالش است.

در داستان بینوایان می بینیم که، قلب ژان والژان در طی 19 سال زندانی بودن تیره و تار شده است، ولی آشنایی او با اسقف و بهره گیری از نیروی عشق و ایمان او، تاریکی های قلبش را از بین برده و به سوی نور می برد.

معرفی کتاب بینوایان

 در کتاب بینوایان ، ژان والژان را می بینیم که شیفته ی این روشنایی شده و شمعدان هایی را که اسقف به وی هدیه داده است را همه جا با خود می برد تا از گم کردن دوباره ی راه درست، محفوظ بماند. حضور این شمعدان ها را در تمامی لحظات داستان می بینید.

در بخش دیگر داستان با یک تراژدی دیگر روبرو می شوید که آن زندگی فانتین یعنی مادر کوزت می باشد. برخورد جامعه با زنی تنها که به تازگی بی کار شده است به هیچ عنوان مناسب نیست و به همین دلیل سختی های بسیار زیادی به فانتین تحمیل می گردد.

 

در رمان بینوایان ، متوجه می شوید که کلیه مفهومات قرن 19 مانند بی عدالتی، فقر، فلاکت، سیاست، اخلاقیات و ضداخلاقیات مورد نقد قرار گرفته و در کنار آن یک داستان شگفت انگیز، امید بخش، عبرت آموز، اخلاقی، غم انگیز، اجتماعی و روانکاوانه متولد شده است.

از کتاب بینوایان ، فیلم ها، انیمیشن ها و تئاترهای مختلفی ساخته اند. در سال 2012 فیلم Les Miserables ساخته شد که بازیگران مطرحی مانند هیو جکمن، راسل کرو و ان هاتاوی در آن باز کرده اند. این فیلم برنده سه جایزه اسکار می باشد.

توصیه می کنیم که بعد از خواندن کتاب بزرگ بینوایان، حتما فیلم آن را هم ببینید. ولی همانطور که می دانید خواندن کتاب لذت بخش تر از دیدن فیلم است.

خلاصه داستان رمان و کتاب بینوایان

در رمان بینوایان می بینیم که کتاب با داستان زندگی مسیو بی ین ونو میری بل، که یک پیرمرد 75 ساله ی اسقف است، شروع می شود. حدودا 100 صفحه از داستان بینوایان به توصیف خوبی و مهربانی این اسقف اختصاص داده شده است.

این اسقف پیر و مهربان، به هر روشی که بتواند به افراد فقیر و بینوا کمک می کند. حتی پولی که به عنوان حقوق از دولت دریافت می نماید را به فقرا می دهد.

در ادامه ی رمان بینوایان، ژان والژان به داستان اضافه می شود. این مرد فقیر یک قرص نان را به منظور سیر کردن خواهر زاده هایش می دزدد و بخاطر آن به  5 سال زندان محکوم می گردد.

در زندان یک سری اتفاقات برایش می افتد که باعث می شوند به فرار فکر کند، 4 بار هم برای فرار اقدام می کند، ولی از بخت بد هر بار گیر میافتد و در نتیجه محکومیتش بیشتر می گردد. به این ترتیب 19 سال از عمر ژان والژان در زندان می گذرد.

در نهایت بعد از 19 سال آزاد می گردد و این شروع روزگار سخت تر برای او می باشد. در رمان بینوایان می بینیم که در هنگام آزادی به او برگه زردی تحویل می نمایند. این برگه نشان دهنده ی مجرمی است که تازه از زندان بیرون آمده است.

معرفی کتاب بینوایان

ژان والژان بعد از آزادی، به دنبال لقمه ای نان می رود ولی هیچ چیزی پیدا نمی کند، حتی دوباره به در زندان می رود و از آنها می خواهد که او را به زندان بیاندازند. در آخر پیرزنی را می بیند و به او اسقف را معرفی می کند.

در رمان بینوایان می بینیم که این اسقف، ژان والژان را می پذیرد به او جایی برای استراحت و آب و غذا می دهد. ولی در عوض ژان والژان ظرف های نقره ای او را دزدیده و اقدام به فرار می نماید. در زمان فرار ماموران او را دستگیر کرده و به پیش اسقف می آورند.

بخش هایی از کتاب بینوایان

  • هرگز نه از دزدان بترسیم، نه از آدمکشان. این‌ها خطرات بیرونی‌اند، خطرات کوچکند. از خودمان بترسیم. دزدان واقعی، پیش‌داوری‌های ما هستند؛ آدم‌کشان واقعی نادرستی‌های ما هستند. مهالک بزرگ در درون مایند. چه اهمیت دارد آنچه سرهای ما را، یا کیسه پولمان را تهدید می‌کند! نیندیشیم جز در آنچه که روحمان را تهدید می‌کند. 

  • از بازگشتن یک فکر به مغز، به آن اندازه می‌توان جلوگیری کرد که از بازگشتن آب دریا به ساحل بتوان جلو گرفت. برای ملاح، این، جزرومد نامیده می‌شود؛ برای گناهکار، پشیمانی نام دارد. خدا، جان را مانند اقیانوس می‌شوراند.

  • دوستان عزیزم، امروز را فردایی هست؛ شما در آن فردا نخواهید بود. اما خانواده‌هاتان خواهند بود و چه رنج‌ها که خواهند برد!

  • راه‌های سرنوشت آدمی همه سرراست نیستند؛ به صورت خیابانی مستقیم پیش پای صاحب خود منبسط نمی‌شوند؛ بن‌بست‌هایی دارند، و راه‌های کج و معوجی، و پیچ‌های تاریکی، و چهارراه‌های اضطراب‌آوری که چندین راه از آن‌ها منشعب می‌شود.

اسقف به ماموری که ژان والژان را دستگیر کرده می گوید « خودم این ظروف را به او داده ام. » و همچنین شعمدان های نقره ایش را به او می دهد. ژان والژان تا پایان عمرش این شعمدان ها را با خود نگه می دارد.

در ادامه ی رمان بینوایان ، نویسنده شما را به دل یک داستان عاشقانه می کشاند. در این داستان عاشقانه با فانتین آشنا می شوید که باردار است و پیش از آنکه موضوع بارداری اش روشن شود، از عشقش جدا می شود.

در این بین کوزت به دنیا می آید و فانتین او را به دست خانواده تناردیه می سپارد. فانتین از پستی و کثافت بودن خانواده تناردیه بی خبر است. اعمال تناردیه ها در سراسر داستان موجب نفرت خواننده از آنها می گردد.

مطالبی که مطالعه کردید خلاصه بخش اول رمان بینوایان بود. در طول این داستان اتفاقات شگفت انگیز بسیار زیادی رخ می دهد.

مشخصات کتاب بینوایان

  • کتاب بینوایان
  • نویسنده: ویکتور هوگو
  • ترجمه: حسینقلی مستعان
  • انتشارات: امیرکبیر
  • تعداد صفحات جلد اول: ۹۰۴
  • تعداد صفحات جلد دوم: ۱۰۲۲
  • قیمت چاپ ۲۶م – سال ۹۶: ۸۰۰۰۰ تومان

 

تبلیغات

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد. فیلدهای اجباری مشخص شده اند *
شما می توانید از این استفاده کنید HTML برچسب ها و ویژگی ها: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>